خرید بک لینک

فرقی ندارد پشت پنجره آفتاب باشد یا برف.
1 که می شود،
دلت می خواهد انگشت اشاره ات را حبس کنی میان پیچش کاموا.
ببافی بی حساب و کتاب، 
یکی زیر یکی رو، یکی زیر یکی رو... .
فرقی ندارد شال گردن یار شود 
یا دستکشی برای دستهای کوچک بچه ها.
دستگیره ای شود آویز شده گوشه ی آشپزخانه یا گلی برای سنجاق سر.
دستت به گلوله های کاموا و چشمت به گیرایی رنگهایش گره خورد جانت گرم می شود، 
مثل آتش زیربخاری.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 14:17 توسط sahar  | 

برچسب: نویسنده: آرمان رحیمی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:15

صفحه بندی