خطاهایی را بخشیده ام که تقریبا نابخشودنی بودند .
تلاش کردم تا جایگزینی برای افراد غیرقابل جایگزین پیدا کنم ، و افراد فراموش نشدنی را فراموش کنم ...
به دست افرادی که انتظارش نمی رفت دچار یاس شدم ، ولی افرادی را هم ناامید کردم ...
موقعی که نباید ، خندیدم.
دوستانی ابدی برای خویش ساختم . دوست داشتم و دوست داشته شدم . ولی گاهی اوقات هم پس زده شدم .
دوست داشته شدم و بلد نبودم دوست داشته باشم .
با عشق زیستم و وعده هایی ابدی دادم ، ولی بارها قلبم شکست ...
عاشق یک لبخند شدم. قبلا تصور میکردم که با این همه غم خواهم مرد ، و از اینکه شخص بسیار خاصی را از دست دهم ، می ترسیدم (که از دست هم دادم ) ولی زنده ماندم ، و هنوز هم زندگی می کنم !
و زنـــدگی ، از آن نمیگذرم ! و تــو ، تــو هم نباید از آن بگذری ...
پس زنـــدگی کن !
آنچه واقعا خوب است ، این است که با یقین بجنگی ، زندگی را در آغوش بکشی ، و با عشق زندگی کنی ...
و شرافتمندانه ببازی و با جرات پیروز شوی .
چون دنیا متعلق به کسانی است ، که جرات به خرج می دهند. زندگی برای این که بی معنی باشد ،
خیلی خیلی زیاد است
برچسب: زندگي,زندگي زيباست,زندگي چيست,
نویسنده: آرمان رحیمی