دورهمی

متن مرتبط با «خوشبختي زير پوست من» در سایت دورهمی نوشته شده است

جزئیات تازه از من...

  • نیلوبلاگ

    من... اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «من...» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. من همون آدمیم که می تونم وقتی ناراحتم نشون ندم و بلند بلند بخندم، می تونم زیر بار فشار و استرس در حال له شدن باشم اما همون لحظه خیلی ریلکس بشینم و قهوه بخورم، می تونم غمیگین باشم اما وقتی کنار بقیه ام ب...

    ادامه مطلب
  • من...

  • نیلوبلاگ

    من همون آدمیم که می تونم وقتی ناراحتم نشون ندم و بلند بلند بخندم، می تونم زیر بار فشار و استرس در حال له شدن باشم اما همون لحظه خیلی ریلکس بشینم و قهوه بخورم، می تونم غمیگین باشم اما وقتی کنار بقیه ام بزنم و برقصم، می تونم مشکلات شخصی خودمو داشته باشم ولی تو سختی ها دست بقیه رو بگیرم و نجاتشون بدم، حتی میتونم آدمهایی که بهم بدی کردن رو ببخشم!چون یادگرفتم باید قوی باشم و به کسی جز خودم تکیه نکنم. همین! + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۱ ساعت 10:36 توسط sahar  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • آدمهاي مثبت ومنفي

  • نیلوبلاگ

    خودتان را از افراد منفی دور نگه دارید. هر زمان که منفیهای زندگی را از خودتان دور کنید، جا برای مثبتها باز خواهد شد. زندگی بسیار کوتاه است که بخواهید وقتتان را با آدمهایی بگذرانید که خوشبختی و شادی را از شما میگیرند. از افراد منفی دوری کنید زیرا آنها اعتمادبهنفس و عزتنفس شما را از بین خواهند برد. خودتان را با افراد مثبتی مشغول کنید که بهترینها را در شما میبینند. ...

    ادامه مطلب
  • خوشبختي

  • نیلوبلاگ

    خوشبختی گاهی ، آنقدر دم دستمان است که نمیبینیمش ، که حسش نمیکنیم ، چایی که مادر برایمان میریخت و میخوردیم ، خوشبختی بود ، دستهای بزرگ و زبر بابا را گرفتن ، خوشبختی بود ، خنده های کودکیهامان ، شیطنت ها ، آهنگ های نوجووانیمان ، خوشبختی بود ، اما ، ندیدیم و آرام از کنارشان گذشتیم ، چای را با غر غر خوردیم که کمرنگ یا پر رنگ است ، سرد یا داغ است ، زور زدیم تا دستمان را از دست بابا جدا کنیم و آسوده بدویم ، گفتند ساکت ، مردم خوابیده اند و ما ، غر غر کردیم و توپمان را محکمتر به دیوار کوبیدیم ، خوشبختی را ندیدیم یا ، نخواستیم ببینیم شاید ، اما ، حالا ، دوست...

    ادامه مطلب